کنکاش ایران

  • تاریخ : ۲۹ام اسفند ۱۳۹۷

کریستوفر نولان برای فیلم بعدی‌اش جان دیوید واشینگتن بازیگر فیلم‌ “کوکلاکس کلان سیاهپوست” را انتخاب کرده است.

کنکاش ایران: در حالی که از فیلم بعدی کریستوفر نولان خبری منتشر نشده بود، اولین خبر رسمی از این فیلمِ فعلاً بدون نام این است که جان دیوید واشینگتن که بازیگر فیلم «کوکلاس کلان سیاه‌پوست» ساخته اسپایک لی بود برای بازی در این فیلم انتخاب شده است.


به گزارش مهر به نقل از ورایتی، نولان به تازگی نوشتن فیلمنامه این فیلم را برای کمپانی برادران وارنر به اتمام رسانده است و تنها اطلاعات موجود از فیلم این است که تاریخ اکران آن ۱۷ جولای ۲۰۲۰ است.


جدیدترین فیلم نولان «دانکرک» بود که هم در باکس آفیس خوب فروخت و فروشی ۵۲۶ میلیون دلاری را در سراسر جهان ثبت کرد و هم با این فیلم نولان نامزدی کارگردانی اسکار را برای اولین بار کسب کرد.


هیچ خبر رسمی درباره این فیلم اعلام نشده و همه جزئیات پلات آن نیز سرپوشیده باقی مانده است. با این حال یکی از منابع داخلی از این فیلم به عنوان فیلمی عظیم، مبتکرانه و اکشن یاد کرده که به صوت آیمکس اکران می‌شود.


نولان در کنار شریکش اما توماس تهیه کننده فیلم است و کار تولید از اواخر امسال شروع می‌شود.


واشینگتن با فیلم‌های «پیرمرد و اسلحه» و «هیولاها و مردان» به سرعت به شهرت رسید. وی ۳۴ ساله و فرزند دنزل واشینگتن بازیگر سرشناس است.


 

  • تاریخ : ۲۹ام اسفند ۱۳۹۷

سفارت آمریکا در شهر دوشنبه در بیانیه ای به کنکاش ایرانان خود در تاجیکستان هشدار داد تا در جشن‌های نوروزی جوانب احتیاط را رعایت کنند.

به گزارش کنکاش ایران: وبگاه سفارت آمریکا در شهر دوشنبه با انتشار بیانیه ای به کنکاش ایرانان خود در تاجیکستان هشدار داد تا در جشن‌های نوروزی جوانب احتیاط را رعایت کنند.

در بیانیه صادره از سوی سفارت آمریکا در دوشنبه در این خصوص آمده است: سران داعش افرادی را برای انجام حملات تروریستی علیه کسانی که به ایدئولوژی افراطی آنها پایبند نیستند، جذب می کند.

در ادامه این بیانیه آمده است: سفارت آمریکا به کنکاش ایرانان خود توصیه می کند تا از رفتن به اماکن شلوغ، خودداری، یک تلفن همراه کاملا شارژ شده یا دیگر وسایل ارتباطی را حمل کرده، پیش از خروج به خیابان بستگان یا دوستان خود را درباره هدف و مسیر حرکت خود مطلع کرده، از وضعیت در اطراف خود و تحولات امنیتی محل آگاه باشند و همچنین در برنامه ایمنی مسافران «STEP » برای دریافت اطلاعات به روز امنیتی ثبت نام کنند.

این درحالی است که چندی پیش نیز سفارت آمریکا در افغانستان با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که از اواسط ماه مارس میلادی گزارش‌هایی روزافزون درباره حملات احتمالی در نوروز را دریافت کرده است.

در بیانیه سفارت آمریکا در افغانستان در این خصوص آمده است: شبه نظامیان برنامه دارند تا حملاتی را در برابر تعدادی از اهداف در کابل از جمله دفاتر و ساختمان‌های مربوط به دولت افغانستان، آمریکا و سایر دولت‌های خارجی راه‌اندازی کنند.

منبع: مهر

  • تاریخ : ۲۹ام اسفند ۱۳۹۷

بازنشر «قیچی که دنبال کار می‌گشت» برای بچه هابه
گزارش صبا به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، «قیچی که دنبال کار می‌گشت»
داستانی مصور با موضوع جان‌بخشی به اشیا، ابزار، وسایل و حیوانات است‌.

این
کتاب که تصویرگری آن را مجید ذاکری برعهده داشته است داستانی تخیلی است که به
موضوع مشاغل نیز می‌پردازد.

در
بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «آن خانه، یک خانه‌ بزرگ بود. دیگ‌های غذا روی آتش
بودند و آدم‌ها تند تند از این طرف به آن طرف می‌رفتند. قیچی هم برای پیدا کردن
کار این طرف و آن طرف را می‌گشت. در یکی از اتاق‌ها، چشمش به خانم خیاط افتاد.
خانم خیاط می‌خواست برای عروس لباس بدوزد، اما قیچی‌اش آن‌قدر کهنه و زنگ زده بود
که نمی‌توانست پارچه را ببرد. چیزی تا شروع جشن عروسی و آمدن مهمان‌ها نمانده بود،
ولی لباس عروس هنوز آماده نبود.»

«قیچی
که دنبال کار می‌گشت» سال گذشته به زبان انگلیسی نیز از سوی کانون پرورش فکری
منتشر شده است.

این کتاب ۲۰ صفحه‌ای برای گروه سنی بالای ۵ سال به قیمت ۶هزار تومان وارد
بازار کتاب شده است.

کتاب
«قیچی که دنبال کار می‌گشت» با شمارگان ۲هزار و ۵۰۰ نسخه منتشر شده است. پیش‌تر نیز
۲۳ هزار نسخه از این اثر به چاپ رسیده است.

  • تاریخ : ۲۹ام اسفند ۱۳۹۷

تصاویر پروفایل گل رز + جملات عاشقانه و دلبرانه

پروفایل گل رز : گل رز یکی از زیباترین گل هاست که دارای رنگ های متفاوتی است، هر کدام از این رنگ ها معنی خاصی خود دارد. از تصاویر زیبای این پست برای پروفایل خود استفاده کنید.

پروفایل گل رز

عکس پروفایل گل رز زرد

پروفایل گل رز

تصاویر پروفایـل گل رز قرمز

پروفایل گل رز

عکس پروفایل گل رز صورتی

پروفایل گل رز

کاش می شد …
تمام داستان های دنیا را
از دهان تو بشنوم !
تمام عاشقانه های دنیا را
تو برایم تکرار کنی !
اصلا هر چه تو بگویی زیباست !
می دانی کاش می توانستم
با تمام وجود
صدایت را در آغوش بگیرم !

پروفایل گل رز

به دنبال کسی بودم که

بتوانم با او زندگی کنم

اما کسی را یافتم که

نمیتوانم بی او زندگی کنم

پروفایل گل رز

گاهی هم باید ماند
تا شیرین شدن زندگی دو نفره را
یکبار دیگر تجربه کرد
ماندن جرات می خواهد
ماندن صبر، گذشت و فداکاری می خواهد
ماندن “عشق” می خواهد …!

پروفایل گل رز

تو مرا می فهمی
من تورا می خواهم
و همین ساده ترین قصه یک انسان است
تو مرا می خوانی
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم
و تو هم می دانی
تا ابد در دل من می مانی…

پروفایل گل رز

آنقدر ذهنم را درگیر خودت کرده ای …
که دیگر حتی نمیتوانم مضمون تازه ای پیدا کنم
حالا حق میدهی
در شعرهایم
به همین سادگی بگویم
” دوستت دارم ” ؟

پروفایل گل رز

خیالت
مثل چرت صبحگاهی ست !
همه اش با خودم می گویم …
فقط پنج دقیقه دیگر !

پروفایل گل رز

دلم لحظه ای را می خواهد !
که تو باشی …
همین کنار نزدیک به من
درست روبروی چشم هایم
همنفس نفسهایم
خیره شوم به لبهایت
دست بکشم به تک تک اعضای صورتت
بعد چشمهایم را ببندم و …
” ببوسمت ”
آن لحظه دنیای من تمام می شود .
” به خدا که واقعاً تمام می شود “

پروفایل گل رز

همیشه آخرین سطر برایش می‌‌نوشتم
” روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد ”
می‌ نوشتم
” روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم
که هنوز دوستم داشته باشی‌ ”
می‌ نوشتم
در نبودنت به تمام ذرات زندگی‌ کافر شده ام
جز ایمانِ به بازگشتِ تو
امروز می‌‌نویسم
یقینا آمده است
ولی‌ روزی که من از هراسِ دیوار ها
خانه را که نه
خودم را ترک کرده بودم.

پروفایل گل رز

تو میروی …
اما بدان چیزی عوض نمی شود
پای ما تا ابد گیر است …
من و تو
شریک جرم یک مشت خاطره ایم …

پروفایل گل رز

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته است.
رفته و چقدر زود از یاد برده که
نگاهی بی صبرانه منتظر نگاه های اوست
که چقدر آغوشی تشنه ی بغل های اوست
و این قلب دیوانه ی من باید رنج بکشد و
صبوری کند.
تا از یاد ببرد صاحبش را.
تا عشقی که سراسر وجودش را به لرزه می انداخت را فراموش کند.
و فراموش کند که روزی کسی بود
که برایش زندگی بود.

پروفایل گل رز

  • تاریخ : ۲۹ام اسفند ۱۳۹۷

آرت دوبی ۲۰۱۹ ساعتی پیش به طور رسمی آغاز به کار کرد و با حضور دو گالری خاک و زیرزمین دستان آثاری از هنرمندان معاصر ایران در این رویداد مهم هنری خاورمیانه به نمایش درآمد.

کنکاش ایران: آرت دوبی ۲۰۱۹ از امروز میزبان بیش از ۹۰ گالری از ۴۰ کشور جهان است که به ۴ بخش معاصر، مدرن، رزیدنت و همچنین نسخه اولیه Bawwaba تقسیم شده است. این ساختار جدید برای بازدیدکنندگان امکان دسترسی بیشتر و مشارکت عمیق‌تر با هنرمندان و گالری‌ها را ایجاد می‌کند.


در بخش Bawwaba تعداد ۱۰ هنرمند از کشورهای فیلیپین، پاکستان، فرانسه، کویت، کنیا، ترکیه، برزیل و… حضور دارند و در بخش رزیدنت ۱۳ هنرمند مشارکت دارند. در بخش هنر مدرن ۱۱ گالری حضور دارند و بخش هنر معاصر با ۵۹ گالری دارای بیشترین مشارکت در  آرت دوبی ۲۰۱۹ است.


از ایران نیز گالری‌های خاک و زیرزمین دستان در این رویداد بین‌المللی شرکت دارند. “زورخانه”  نام پروژه‌ای از گالری دستان است که توسط سام سمیعی کیوریت شده و آثار تعدادی از هنرمندان ایرانی در آن به نمایش درمی‌آید. نرمین فرخی، محمدحسین غلام‌زاده، سپند دانش، فرخ مهدوی، برادران قاسمی، مقداد لرپور و سام سمیعی هنرمندان شرکت‌کننده در این پروژه هستند.


گالری خاک نیز با مجسمه‌های بیتا فیاضی و نقاشی‌های نرگس هاشمی در بخش هنر معاصر  آرت دوبی ۲۰۱۹ حاضر است.


آرت دوبی ۲۰۱۹ از ۲۰ تا ۲۳ مارس (۲۹ اسفند ۱۳۹۷ تا ۳ فروردین ۱۳۹۸) در منطقه جمیرا شهر دوبی میزبان هنردوستان است.


 


 

  • تاریخ : ۲۹ام اسفند ۱۳۹۷

سرمربی تیم فوتبال ذوب آهن با اشاره به نتایج خوبی که تیمش کسب کرده است، گفت: موفقیت ذوب‌آهن اولین و آخرین هدف من در لیگ است و از کار کردن در این باشگاه واقعا لذت می‌برم.

به گزارش کنکاش ایران: تیم فوتبال ذوب آهن بعد از پشت سر گذاشتن روزهای نه چندان خوب، در هفته‌های اخیر شرایط ایده آلی را تجربه می‌کند.

شاگردان علیرضا منصوریان پس از غلبه بر الکویت و پیروزی مقابل الغرافه و راهیابی به مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا، موفق شد تیم مدعی قهرمانی پدیده را در مشهد شکست دهد، سپس النصر تیم دوم لیگ عربستان را در پی یک کامبک با نتیجه ۳-۲ در امارات شکست داده و استقلال خوزستان را هم در اصفهان با نتیجه ۲ بر صفر شکست دهد.

علیرضا منصوریان در آستانه سال نو در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: قبل از هر چیز سال نو را به همه هموطنان عزیزم در هرکجای دنیا که هستند و به طور کلی به هر فردی که قلبش برای ایران عزیز می‌تپد تبریک می‌گویم. آرزو می‌کنم سال ۹۸ سالی خوب برای همه هموطنان من باشد و مشکلات اقتصادی و سایر مشکلات مملکت نیز از بین برود.

منصوریان با تاکید بر رضایت از کار کردن در باشگاه ذوب آهن اضافه کرد: از آقایان دکتر یزدی زاده مدیر عامل کارخانه، مهندس شهنازی رئیس هیأت مدیره و سعید آذری تشکر ویژه می‌کنم و اگر موفقیتی در این تیم حاصل شده نقش این عزیزان در این موفقیت کم نیست.

وی افزود: همواره آرزو داشتم که با دو مدیر کار کنم. یکی امیررضا واعظ آشتیانی و یکی هم سعید آذری. خیلی خوشحالم که امروز در کنار سعید آذری هستم و هدایت تیمی را بر عهده دارم که او مدیرش است.

منصوریان با اشاره به پیروزی‌های اخیر ذوب آهن گفت: به شخصه این پیروزی‌ها را موفقیت نمی‌دانم و به آن افتخار نمی‌کنم. زمانی این پیروزی‌ها برای من ارزش دارد که تیم به جایگاه مناسبی در جدول برسد. جایگاهی که در شأن باشگاه بزرگ ذوب آهن باشد.

سرمربی سبز پوشان تصریح کرد: امروز به نتایج تیمم افتخار نمی‌کنم بلکه به جوانانی که در این تیم رشد کرده و در مسیر ستاره شدن را طی می‌کنند افتخار می‌کنم. ذوب آهن با این جوانان آینده‌ای روشن پیش رو دارد.

منصوریان بیان داشت: باید واقعیت را پذیرفت و واقعیت درباره تیم ما این است که در مسیر قهرمانی نیستیم. من موظف به قدم برداشتن برای موفقیت ذوب آهن هستم و اولویت اول و آخر من موفقیت این تیم است و برای آن ناچارم تلاش کنم تا مقابل هر حریفی از مدعی قهرمانی گرفته تا کاندیدای سقوط به دسته پایین‌تر تلاش کرده و همه توان خودم و تیمم را صرف کنم.

وی در خصوص قهرمان لیگ هجدهم گفت: برایم جالب است کدام تیم قهرمان می‌شود و از هم اکنون به تیم قهرمان تبریک می‌گویم و هر کدام از این چهار پنج تیمی که در کورس قهرمانی هستند به یک اندازه شایسته رسیدن به این مقام هستند. امیدوارم هر کدام که مستحق‌تر هستند به حق شأن برساند.

سرمربی ذوب آهن گفت: در این باشگاه خیلی راحت هستم. اینجا فقط سرمربی هستم و از سرمربی بودن لذت می‌برم. از ساعت ۹ صبح با عشق کارم را همراه با گروهم در دفترم آغاز می‌کنم و تا ۹ شب درگیر تیم هستم. در ذوب آهن همه مجموعه تلاش می‌کنند تا مربی فقط مربی باشد و روی مسائل فنی تمرکز کند.

منصوریان با ابراز تشکر از هواداران ذوب آهن گفت: هرچند تعداد هواداران ذوب آهن زیاد نیست، اما آنها بسیار متعصب، وفادار، با معرفت و با محبت هستند. کمیت هواداران ذوب آهن پایین اما کیفیت آنها بسیار بالا است. امیدوارم در کنار و با حمایت آنها سال خوبی را برای این تیم رقم بزنیم.

منبع: مهر

  • تاریخ : ۲۹ام اسفند ۱۳۹۷

«بچه‌های کلاس هشتم» آماده نمایش شد

به گزارش صبا، فیلم
تلویزیونی «بچه های کلاس هشتم» به نویسندگی و کارگردانی مسعود منصوری با
مدت زمان ۹۸ دقیقه در ژانر نوجوان تولید و در حال حاضر با اتمام مراحل فنی
آماده پخش شده است.

داستان این فیلم درباره ۱۵ دانش‌آموز کلاس هشتم است که به دلیل شیطنت‌های فراوان مسائلی بین آنها و ناظم مدرسه پیش می‌آید… .

خشایار
راد، محمود مقامی، مجید مشیری، آزیتا ترکاشوند، اکبر رحمتی، مهوش وقاری،
آرش تاج، احمدرضا اسعدی، حامد شیخی، الناز ارغنده، اهورا فیجانی، پریسا
مظاهری، حمیدرضا محمدنبی، علیرضا محمدنبی بازیگرانی هستند که در این فیلم
تلویزیونی به ایفای نقش پرداخته‌اند.

شبنم قلی‌خانی نیز در این فیلم به عنوان بازیگردان حضور داشته است.

سایر
عوامل «بچه‌های کلاس هشتم» عبارتند از مدیر فیلمبرداری: محمدرضا طاهرآذر،
صدابردار و صداگذار: حسام مژدهی‌نیا و محمد انصاری، تدوین: سمیرا خانزاده،
مدیر تولید: مهدی رضوانمهر، آهنگساز: علیرضا شیرین‌فرد، طراح صحنه و لباس: پرستو میرزایی‌دلشاد، طراح چهره‌پردازی: شیما شاه‌بیک، عکاس: مهرداد
فلاح، طراح تیتراژ: رسول منصوری، منشی صحنه: شقایق صادق، دستیاران
کارگردان: آیدا گنجی، محمدامین برون و تهیه‌کننده: جمال گلی.

  • تاریخ : ۲۹ام اسفند ۱۳۹۷

بیوگرافی و عکس های محسن تختی بازیگر و کشتی گیر

محسن تختی بازیگر فیلم سینمایی علامرضا تختی و جزئیات زندگینامه و سوابق و سن و محل زندگی وی را در سایت کنکاش ایران بخوانید.

کشتی گیر و آتش نشان نمونه در ۲۶ آبان سال ۱۳۶۹ در اردبیل به دنیا آمده و دارای مدرک تحصیلی کارشناسی در رشته مدیریت آتش نشانی می باشد.

محسن تختی

فعالیت ها از کشتی تا آتش نشانی

از نوجوانی وارد رشته کشتی شده و علاقه شدیدی به این ورزش دارد.
از یازده سالگی تا اوایل جوانی در عرصه کشتی فعالیت داشت و در مسابقات استانی و کشوری نیز شرکت داشته است.
وی در دوران فعالیتش در کشتی به مقام قهرمانی نیز دست پیدا کرده و دو مقام استانی در استان اردبیل را کسب کرده است.
از سن بیست و دو سالگی وارد آتش نشانی شده و تاکنون نیز عضو سازمان آتش نشانی می باشد.

محسن تختی
وی در مسابقات آتش نشانی سه دوره مقام قهرمانی را کسب کرده و به عنوان آتش نشان نمونه برگزیده شده است‌.
به گفته خودش وی برای حضور در تیم آتش نشانی برای شرکت در مسابقات کشتی دعوت به همکاری شده است.

محسن تختی

بازیگر فیلم تختی متاهل است و ازدواج کرده و دارای یک فرزند می باشد.
وی در سفری که به مشهد داشته، عاشق دختری مشهدی می شود و تصمیم به ازدواج با او میگیرد.
یک جوان آذری با یک دختر مشهدی.

محسن تختی

وی درباره ازدواجش گفته :این بخش زندگی‌ام شباهت زیادی به زندگی آقاتختی دارد. تفاوت فرهنگی دو خانواده باعث شد تا من و همسرم سختی زیادی تحمل کنیم تا به‌ هم برسیم.
واقعاً معجزه بود و امام رضا (ع) پا درمیانی کرد. حالا هم یک پسر پنج‌ ماهه داریم. از زندگیم راضیم و خدا را شاکر.

محسن تختی

حضور در مستند فرمانده

وی در مستند مسابقه فرمانده به عنوان یکی از شرکت کنندگان مسابقه حضور داشت و به دلیل ورزشکار بودن و نیرو و توان قوی به مرحله نیمه‌ نهایی رسید اما به دلیل مصدومیت از ادامه مسابقه باز ماند و دوم شد.

محسن تختی

بازیگر نقش جوانی غلامرضا تختی

به دلیل شباهت و همچنین آشنایی با فنون و تکنیک های کشتی و کشتی گیر بودن برای ایفای نقش جهان پهلوان تختی در دوره جوانی انتخاب شد .
این اولین حضورش در عرصه سینما و بازیگری بود که بسیار بازی خوب و درخشانی را از خود به نمایش گذاشت.

محسن تختی

نسبت با پهلوان تختی

محسن تختی، بازیگر نقش جوانی‌ های تختی بین ۲۲ سالگی تا سی و پنج سالگی هیچ نسبتی با غلامرضا تختی ندارد و صرفا تشابه اسمی می باشد.

محسن تختی

مصاحبه با محسن تختی

بازیگر نقش جهان تختی در مصاحبه گفت:
طبق مستندات و آنچه دوستان و آشنایان آقا تختی می‌گفتند، او همیشه لبخند به لب داشته و آقای توکلی هم روی این بخش تاکید داشتند و من هم آن را اجرا کردم

برنامه ریزی برای بازیگری

برای آینده‌ام برنامه‌ریزی دارم و هدف‌گذاری‌هایم نیز مشخص است. یکی‌اش این‌که بازیگری را دنبال خواهم کرد.

محسن تختی

نحوه انتخاب برای فیلم سینمایی تختی

عوامل سازنده فیلم برای پیدا کردن بازیگران نقش‌های تختی در جست‌وجو در اینستاگرام و پیدا کردن آدم‌هایی با نام تختی بود که یکی از آنها من بودم. آقای مردانه، دستیار آقای توکلی برایم پیغام گذاشت با شماره تلفن. تماس گرفتم و بعد به تهران آمدم و تست گریم دادم و پذیرفته شدم.

بیشتر بدانید: بیوگرافی مرتضی فاطمی مجری برنامه اختیاریه

قبل از بازی در این فیلم تجربه حضور در مسابقه تلویزیونی فرمانده را داشتم که شبیه کارهای مستند بود. این مسابقه با حدود ۱۵ دوربین ضبط می‌شد به همین دلیل استرس و نگرانی برای حضور مقابل دوربین نداشتم. اما برای نزدیک شدن به نقش آقا تختی، آقای ملکان تهیه‌کننده و طراح گریم و آقای توکلی خیلی به من کمک کردند.

محسن تختی

تاثیرگذارترین سکانس مسابقه تختی

یکی از سکانس های تاثیرگذار و درعین حال تلخ مسابقه تختی آسیب دیدن چشمش بود.
سکانس دشواری بود.واقعاً زانوی بازیگر نقش مقابل به چشمم خورد و دردی وحشتناک داشتم اما اعتراض نکردم و به کارم ادامه دادم.احساس می‌کردم هرچه این سکانس با حس و حال واقعی‌تری فیلمبرداری شود، بهتر است و به موفقیت فیلم بیشتر کمک می‌کند.

محسن تختی

صحنه تلخ خداحافظی تختی از کشتی

سکانسی که آقاتختی در بیمارستان از کشتی خداحافظی می‌کند، یکی از نفس‌گیرترین سکانس‌ها بود.
واقعاً متاثر شده بودم و چند روزی درگیر این سکانس بودم. از زمانی که به صورت حرفه‌ای کشتی می‌گرفتم، شیفته مرام و شخصیت آقاتختی بودم اما فیلم تختی مرا عاشق این شخصیت کرد. تلاش می‌کنم از شخصیت آقاتختی جدا نشوم تا بتوانم مثل او زندگی کنم. مردی که همه زندگی‌اش را وقف مردم کرد و هیچ چیز به‌ جز خشنودی مردم او را خوشحال نمی‌کرد حتی وقتی که مردم پشت او را خالی کردند، حتی وقتی مردم نمی‌دانستند که او چه می‌کشد و زندگی شخصی‌اش دچار چه چالش‌ هایی است

محسن تختی

سکانس خودکشی تختی

سکانس خودکشی تختی و اینکه دختر مستخدم هتل آخرین نفری بوده که به نیت درخواست کمک برای آقا تختی یک لیوان آب خوردن می‌آورد، اما پشت در بسته اتاق او می‌ماند، یکی از تلخ‌ترین سکانس‌های سینمای ایران است.

عکس های محسن تختی

در ادامه تصاویر بازیگر نقش جوانی جهان پهلوان را مشاهده کنید.

محسن تختی

محسن تختی

محسن تختی

  • تاریخ : ۲۹ام اسفند ۱۳۹۷

  سیامک رحمانی (سردبیر)

صبح می‌شه این شب

نوروز بهانه است. بهار بهانه است. برگ‌های سبز جهان که از شاخه‌های مرده متولد می‌شوند که از میان شب و تاریکی ‏زمستان سربرمی‌آورند، بهانه‌اند. انسان به امید زنده است و اینها همه بهانه‌اند تا حتی در اعماق ناامیدی از امید بگوییم. از ‏خورشید که سرانجام جهان را گرم خواهد کرد. و صلح که حاکم خواهد شد و زندگی که برنده این بازی است. شهرزاد یادتان ‏هست که به فرهاد می‌گفت:  «باز می‌شه این در، صبح می‌شه این شب، صبر داشته باش…»؟ و ما باید صبر داشته باشیم. ‏سرانجام اینکه‎…

ما هیچ‌گاه‎ ‎

به امروز برنمی‌گردیم

هر چه لازم است بردارید

‏(آلبرت هوبارد)‏


   مهتاب جودکی (جامعه)  

زمستان دارد از توران می‌گذرد، از موته، از مارگون از دنا و بهرام گور. پرستو‌ها در راه ‏برگشتند. اولین جوانه‌های سبز از نوک شاخه‌های خشک بیرون زده. بهار دارد می‌رسد اما چه بهاری بی‌تو. من امیدم به ‏طبیعت است و به زمین که بی تو قرار ندارد. چشم دوخته‌ام به آسمان. و آفتاب از روزنه کوچکی، دلم را روشن کرده. کاش ‏تو هم برمی‌گشتی این بهار، دوست من.‏


  افشین صادقی نیا (انفورماتیک)

 تدبیر و امید…‏


  آیدا پیغامی (مدیا)

 امسال،‌ سال خنثی‌ای بود و حرفی برای گفتن نداشت. همین!‏


  مجتبا پارسا (بین‌الملل)

ممد می‌دونم اینجایی، داری اینو می‌خونی. پول منو بردار بیار!‏


  امیر‌هاتفی‌نیا (شهرفرنگ)

 مهر ۹۲ بود که قرار شد «کنکاش ایران» جور دیگری در بیاید. یک‌‌پای این جور دیگر درآمدن ‏‏«احمدرضا دالوند» بود. ۵‌سال از آن زمان گذشته. یک‌سری‌هامان توی این روزنامه سِن‌دار شدیم، ازدواج کردیم و برای ‏بچه‌هامان دنبال اسم گشتیم. تاریخ ۱۸۰ساله‌ مطبوعات ایران به ما می‌گوید «۵سال» عمر مطبوعاتی معرکه‌‌ای در این کشور ‏است! ما ۵‌سال در «کنکاش ایران» ماندیم و توی همین‌سالی که درحال بدرود گفتن است، آقای دالوندمان را ازدست دادیم. برایش ‏دسته‌گلی کنار گذاشته‌ام؛ درست بغل پنجره‌ تحریریه‌ طبقه‌ دوم. کسی از شما گل‌ها را دیده؟


  یاسر نوروزی (رویداد)  

 خبر بد، خبر خوب ‏

اولین تار موی سفیدم را امسال دیدم. قلب سیاه بعضی آدم‌ها را هم دیدم. شطرنج بازی کرده‌اید؟ یک عده امسال عاشق این ‏خانه‌ها شدند. سیاه و سفیدش چه توفیری دارد رفیق؟ بازی که تمام شود، سرباز و وزیر را در یک جعبه می‌گذارند. بنشین و ‏در‌سال جدید برای هزارمین بار تماشا کن که دوباره همه چیز چطور تغییر می‌کند. خانه‌ها عوض می‌شوند، مهره‌ها عوض ‏می‌شوند و کوه به کوه نمی‌رسد اما آدم به آدم می‌رسد. سودای انتقام در سر ندارم. تماشاگرم و منتظر برای تماشا. تماشای ‏لحظه‌ای که کارگردان بگوید: «کات! خب دیگه، همگی خسته نباشید.» فقط تجربه زندگی به من گفته پایان این فیلم برای ‏عده‌ای تلخ خواهد بود؛ کسانی که تلخی به کام دیگران ریختند، نقش‌شان را جدی گرفتند و گمان کردند روزگار همیشه به کام‌ ‏آنهاست. ‌سال گذشته دایم با خودم گفتم: «خبر بد: هیچ چیز دایمی و ماندگار نیست.» امسال می‌گویم: «خبر خوب:  هیچ چیز ‏دایمی و ماندگار نیست.»‏


  راضیه زرگری (هلال)

 فقط و فقط یك بار فرصت زندگی داریم؛ كمی صبورتر، كمی آرام‌تر، كمی آگاه‌تر، كمی مهربان‌تر و ‏كمی هم سرخوش‌تر باشیم.


  مریم شکرانی (دخل و خرج)

 فقط خوش باشید اما آزار ندین. بقیه‌اش دیگه هیچه!‏


  لیلا مهداد (جامعه)  

«ما هم به ذهن سلیم و هم قلب نیازمندیم. شکوه زندگی این نیست که هرگز به زانو درنیاییم، در این است ‏که هر بار افتادیم دوباره برخیزیم. زندگی، شگفت‌انگیز است فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید».

(نلسون ماندلا)‏


  حامد نجفی (صفحه ‌آرایی)

ان‌شاءالله‌سال بعد‌سال پر پول، پر دلار و گوشت و مرغ ارزون و پر از اضافه کاری‌های ‏پرداخت شده باشه.


  مریم رضاخواه (حادثه) ‌

سال ۹۷ سالی پر از  حسرت بود.‌ سال بغض‌های بی‌پایان، ‌سال نداشتن‌ها، کمبودها و تحریم‌ها. ‌سال ‏بیم و امید. ‌سال طلا و دلار،‌ سال ماشین و خانه. ‌سال سختی و دشواری. سالی که همه دست یافتنی‌ها، محال بود. امسال هم ‏گذشت مثل همه سال‌هایی که می‌روند و نمی‌مانند.‏


  مهرنوش گرکانی (دیجی‌وند)  

این شاخ خشک زنده به بوی بهار توست!‏


  حسام خراسانی (سبک زندگی معنوی)

وی گفت، من نوشتم، تو خواندی؛ کاش بهار که می‌آید، تو بگویی، وی‌ بنویسد، من ‏بخوانم و‌ای کاش به قول فیض‌کاشانی:  «دعاها اثری داشته باشد»‏.


  حمید بختیاری (صفحه آرایی)

امیدوارم درآمد‌سال بعدمون طوری باشه که با یک ماهش بتونیم ماشینمون رو بیمه ثالث و ‏بدنه کنیم.


  امیر رسام مهر (عکس)   

خب به نظر می‌رسه این‌سال سخت داره به انتها می‌رسه، یادم میاد‌ سال ۹۶  آرزو كردم‌ سال ۹۷ ‏سال بهتری باشه برای همه ما ولی مشخص شد هر‌سال بدتر از‌سال قبل هست و این آرزو یك خیال خام بیشتر نیست و از ‏نظر من شاخص بدترین اون‌ها هم‌سال ۹۷ بود چون خیلی سخت و پر از اتفاق‌های بد بود برای من كه شاخص‌ترین اون‌ها ‏بیكاری و بی‌پولی تو این گرونی بود. درنهایت فكر می‌كنم آرزوی‌سال خوب كار بی‌فایده‌ای هست و خود آدم باید تلاش كند. ‏و در پایان تنها خوبی‌ها و دوستی‌های واقعی باقی می‌مونه.‏


  امیرحسین خواجوی (حادثه)

امسال هم گذشت، با همه اتفاقاتش.‌ سال سختی بود، از همان روزهای اولش هم معلوم بود که ‏روزهای سختی انتظارمان را می‌کشد. البته به قول قدیمی‌ها: «خدا رو شکر که از این بدتر نشد». حالا از همه آن سختی‌ها و ‏شادی‌ها، اگر یاد و خاطره‌ای باقی مانده باشد.‌ سال ۹۸ هم در راه است و ما هم منتظریم برای تجربه این‌سال نو. تا چه پیش ‏آید.‏


بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر

باغ شود سبز و شاخ گل به برآید


  سهیلا روزبان (دخل و خرج)

باران نعمت‌ها و موهبت‌های الهی همیشه درحال باریدن است. ظرف دلت را دریایی کن تا ‏باران بیشتری نصیبت شود. ‏


  فاطمه صفری (دخل و خرج)

 نشون به اون نشون که امسالم گذشت


  سمیرا زمانی (هلال)

امروز از دست رفت

مثل هر روز

نیمی به فکر دیروز

نیمی به فکر فردا

‏(عباس کیارستمی)‏


  هادی حیدری (شهرونگ)

زندگی، رسیدن به مقصود نیست؛ تمام آن راهی است که برای رسیدن به مقصود، طی می‌کنیم. ‏تمام آن مسیر با ناکامی‌ها و کامیابی‌هایش. بی‌قراری‌ها، ناله کردن‌ها و نارضایتی‌هایمان حاصل دلهره‌های بی‌وقفه ماست که ‏گمان می‌کنیم، عمری سپری کرده و به مقصود نرسیده‌ایم؛ غافل از این‌که مقصود، همین راه پرفراز و فرودی بوده که تا ‏امروز طی کرده‌ایم.‏


  الناز محمدی (جامعه)

روزهای نیامده را کدام‌مان توانش است برای امید یا بریدن مطلق از امید؟ روزهای نیامده را باید ‏مهلت داد برای رسیدن و شدن به آن‌چه باید باشند. روزهایی را که رفت، شب‌هایی را که در تاریکی شب‌های سرد و گرم ‏در دل زمان گم شد در یاد داریم اما هرسال؛ هرسال که بهار با قدم‌هایی پرناز از راه می‌رسد و پیامی در جیب دارد برای ‏آنها که زمستان را و آن روزها را که گذشتند دوست نداشتند و ذوق آمدن بهار، سیاهی را از دلشان می‌تکاند. «که آفتاب، ‏روزی بهتر از آن روزها که رفتند خواهد تابید.»‏


  زهرا جعفرزاده (جامعه)

‌سال پیش که همکارمان، علی اناری عزیز از ما خواست چند جمله‌ای برای آخرین شماره‌سال ‏‏۹۶ بنویسیم، از امید نوشتم، از دلخوشی‌های کوچک که ما را زنده نگه داشته، از وعده آمدن بهار که می‌زداید اندوه را. حالا ‏که یک‌سال گذشته و خبری از بهار هم نشده، یاد این جمله محمود دولت‌آبادی افتاده‌ام که می‌گوید: «هیچ کس نمی‌داند چه ‏خواهد شد، مردم پذیرفته‌اند تا برای سرنوشت‌شان تصمیم بگیرند.» بهار در دستان خود مردم است.‏


  سیما فراهانی (حادثه)

«گاهی لحظه‌های سكوت

پُر هیاهوترین دقایق زندگی هستند

مملو از آن‌چه می‌خواهیم بگوییم

ولی نمی‌توانیم…» ‏

پنجمین اسفند ماه هم در كنار کنکاش ایرانی‌ها تموم شد و امیدوارم باز هم اسفندهای بیشتری رو در كنار هم تموم كنیم.‏


  فروغ فکری (رویداد)

از همین تریبون می‌خوام از راننده تاكسی میانسال، نسبتا چاق با سیبیل و ابروهای پرپشت كه روز ‏‏٢٦اسفند بلوز راه‌راه تنش بود، تشكر كنم كه وسط ترافیك و زیر بارون از ماشین زد بیرون و با حاجی فیروز رقصید و بعد ‏به ما گفت: «هر روزتون نوروز».‏

  شیرین آذرپور (صفحه‌آرایی)

یک بار دیگه ثابت کردیم که پرانرژی و با قدرت ادامه می‌دیم.‏

یک‌سال دیگه هم گذشت، بمونیم برای هم.‏


  پیمان مرادخانی (اداری)   ‏

آخرین روزهای اسفند است

از سر شاخ این برهنه چنار

مرغکی با ترنمی بیدار

می‌زند نغمه ‏

نیست معلومم

آخرین شکوه از زمستان است

یا نخستین ترانه‌های بهار‏(شفیعی‌کدکنی)‏


پریسا اسلام‌زاده (دخل و خرج)

چه کسی می‌گوید با یک گل بهار نمی‌شود؟

تو از پاییز آمده‌ای و بهار در جان من و شهر ریشه کرد…


  ‏امین فرج‌پور (روایت داغ)

به طاقتی که ندارم، کدام بار کشم؟


  حسین جمشیدی (روایت داغ)

 زندگی زیباست! همیشه که نباید زشتی‌ها و بدی‌های روزگار را مرور کنیم. در این روزهای ‏سخت «امیدواری» بهترین راه برای زنده ماندن است.‌ سال ۹۸ را پرامید

شروع کنید!‏


  نسیم اعتمادی (عکس)

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه‌های شسته، باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگ‌های سبز بید

عطر نرگس، رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می‌رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار…‏


  محمود محرابی (صفحه‌آرایی)

همه ما می‌دونیم که زندگی کوتاهه ولی هیچ کدوم از ما نمی‌دونیم زندگی کوتاهه.‏


  آرمین منتظری (بین‌الملل)

 بالاخره تموم شد؟ نه! تازه شروع شد!‏


  فاطمه رجبی (رویداد)

 اومدن به «کنکاش ایران» برای من مثل افتادن یک لوبیای نیم‌‌پز به یک دیگ‌ آش کاملا جا افتاده بود و ۹ ماه ‏گذشته به جا افتادنم طی شد و البته تلاش برای تأثیر گذاشتن به اندازه همون لوبیا، تلاشی که سهل بود و ممتنع و خیلی‌خیلی ‏شیرین.


  مهدی حسنی (عکس)

حال دلمون زمانی خوبه که فارغ از گذشته و آینده، حالمون رو به بهترین شکل زندگی کنیم، بدونیم ‏که براساس تلاش‌مون قابل ستایش‌ایم نه داشته‌هامون، پس بی‌توجه به نتیجه تلاش کنیم، حال دلمون زمانی خوبه که حال تک‌تک‌مون خوب باشه.‏


  محمد باقرزاده (جامعه)

از ۸۸ تا همین دو روز پیش یه عینک ثابت داشتم. دیگه جواب نمی‌داد. دو روز پیش کذایی، که ‏البته شب بود، لحظه‌ای که از عینک‌فروشی اومدم بیرون، فلسطین یه‌جور دیگه شده بود، همه چی حساب‌وکتاب و جزییات ‏داشت و اصلا انگار فلسطین آزاد شده بود و منم انگار رو زمین نبودم، یه کمی انگار فاصله داشتم و هی مجبور بودم از زیر ‏این شیشه‌های بزرگش اوضاع رو کنترل کنم… (خلاصه این‌که می‌خواستم از این تغییر عینک و این چیزا به یه رویکرد ‏تازه نسبت به جهان برسم که خب ۱۰۰ کلمه‌ام داره تموم می‌شه و حالا که فکر می‌کنم می‌بینم دیگه به همین جدیده هم عادت ‏کردم.)‏


  سعید غلامحسینی (عکس)

یه رسمی که ما ایرانیا تو نوروز داریم اینه که توی تصادفات جاده‌ای کشته بشیم. ‏


  به‌ناز مقدسی (آدم‌ها)

پارسال در همین ستون نوشتم: «امسال خالی‌ام از حرف! قرارمون‌ سال دیگه همین جا» حالا ‏رسیدیم به روز قرار و می‌خوام بگم: «تا ۱۴۰۰ حرفی با کسی ندارم. دوباره‌ سال دیگه نیاید تکرار کنید ما یک چیزی ‏بنویسیم تو این ستون.»‏


  سعید پورزند (معاون سردبیر)

یا عماد من لا عماد له، یا سند من لا سند له، یا حرز من لا حرز له، یا ذخر من لا ذخر له، یا ‏کهف من لا کهف له، یا غیاث من لا غیاث له، یا کنز من لا کنز له، یا رکن من لا رکن له، یا نور النور، یا مدبر الامور، ‏برحمتک یا ارحم الراحمین.


  نیره خادمی (روایت داغ)

خشونت علیه زنان آری

 خسته‌ام از شعارهای توخالی…‏

خیلی وقت بود که می‌خواستم مطلبی درباره خشونت علیه زنان و کسانی که مدعی جنبش‌های منع خشونت هستند، بنویسم. ‏آخر در این جامعه قشنگ ما کسانی هستند که همه جوره ادعای مبارزه با خشونت علیه زنان، کودکان و در کل انسان‌ها، ‏حیوانات و حتی گیاهان را دارند، اما خشونت از درون و بیرون آنها زبانه می‌کشد و هیچ‌کس از ترکش رفتار، گفتار و ‏کردارشان در امان نیست. راستش وقت نمی‌شد چنین مطلبی بنویسم، حالا اما با یک تیر دو نشان زدم هم بالاخره نوشتم و هم ‏کوتاه نوشتم. حالا هم به نظرم‌ سال نو را اینطور شروع کنیم که هر آن‌چه که نمایش می‌دهیم همان باشیم.‏


  امیر صادقی‌پناه (روایت داغ)

وقتی جمله‌ات نمیاد و علی اناری مجبورت می‌کنه یه چیزی بنویسی برای‌ سال نو، مجبوری ‏به این یه خط اکتفا کنی: «ایشالا ‌سال جدیدتون مثل تیم‌ملی ۹۸ پرخروش باشه.»‏


  سعید اصغرزاده (معاون سردبیر)

عید مردما بود، دیب گله داشت

دنیا مال ما بود، دیب گله داشت.

سفیدی پادشا بود، دیب گله داشت.

سیاهی رو سیا بود، دیب گله داشت…‏

حالا عید دیبا و دنیای دیبا و پادشاهی دیبا و سیاهی دیبا، بدون هیچ گله‌ای…‏


  محمد اشعری (معاون سردبیر)    

سرتان را درد نیاورم؛ رفیقی دارم که شاید این روزها روزنامه‌نگاران بهتر می‌شناسندش. او بابت ایستادگی برابر سرطان، ‏دستانش نای نوشتن طولانی ندارد، حتی اگر این نوشتن و تایپ کردن به قاعده ۱۰۰ کلمه باشد. کم‌وبیش از دو سالی است که ‏شیمی‌درمانی می‌کند و درک این حجم دردِ مدام برای من و شمایی که نعمت سلامتی داریم، شوخی است. با این همه، او با ‏خنده‌های مداومش، با صبر بی‌مانندش و با عشقی که به زندگی دارد، برای من و ما نماد امید نیست، خودِ امید است. ‏همان آخرین برگ در داستان مشهور «آ.هنری» که سال‌ها کارتونش را دیده بودیم. همه آرزوهای ۹۸ من، نذر سلامتی او؛ ‏مهدی شادمانی.‏


  حسین قهار (روایت داغ)   

به یه‌سال جدید دیگه رسیدیم…‏

یعنی چی می‌شه؟

دونستنش با خداست‌، فهمیدنش با تو!‏


  فرشته کیانی(ویرایش)

 ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل صبرافروزی


  رعنا درزلو (ویرایش)

سخن در پرده می‌گویم، چو گل از غنچه بیرون آی

 که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی


  علی اناری (دانستنی‌ها)

«برخی با صدای خروس از خواب بیدار می‌شوند و برخی با طولانی شدن سکوت»! (هنینگ ‏مانکل)‏

  • تاریخ : ۲۹ام اسفند ۱۳۹۷

قیمت بلیت سینماها برای سال ۱۳۹۸ تغییر کرد. بلیت سینماها برای پنجشنبه، جمعه و روزهای تعطیل افزایش یافته است.

کنکاش ایران: بر اساس بخشنامه ای که امروز (سه شنبه ۲۸ اسفند) مصوب و ابلاغ شده است، قیمت‌های مختلف بلیت سینماها برای روزهای مختلف اعلام شد. 


قیمت بلیت سینماها برای شهر تهران به شرح زیر است: 


سینماهای مدرن:


شنبه، یکشنبه، دوشنبه و چهارشنبه ۱۳ هزار تومان


سه‌شنبه (نیم‌بها) ۹ هزار تومان


پنجشنبه، جمعه و روزهای تعطیل ۱۸ هزار تومان


سینماهای ممتاز:


شنبه، یکشنبه، دوشنبه و چهارشنبه حداکثر ۱۱ هزار تومان


سه‌شنبه (نیم‌بها) ۷ هزار تومان


پنجشنبه، جمعه و روزهای تعطیل ۱۳ هزار تومان


سینماهای درجه یک:


شنبه، یکشنبه، دوشنبه و چهارشنبه حداکثر ۹ هزار تومان


سه‌شنبه (نیم‌بها) ۵۵۰۰ هزار تومان


پنجشنبه، جمعه و روزهای تعطیل ۱۱ هزار تومان


سینماهای درجه دو:


شنبه، یکشنبه، دوشنبه و چهارشنبه حداکثر ۷ هزار تومان،


سه‌شنبه (نیم‌بها) ۵ هزار تومان


پنجشنبه، جمعه و روزهای تعطیل ۱۰ هزار تومان


مبالغ فوق بدون احتساب مالیات بر ارزش‌افزوده تعیین شده؛ لذا سینماداران باید براساس قانون مالیات بر ارزش‌افزوده، با افزودن ۹ درصد مالیات به ارزش‌افزوده اقدام کنند که به این ترتیب مثلاً قیمت بلیت ۱۸ هزار تومانی به حدود ۲۰ هزار تومان می‌رسد.