کنکاش ایران

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷

در بازار امروز تهران دنا به قیمت ۷۹ و مزدا ۳ به قیمت ۲۹۰ میلیون تومان معامله شد.

به گزارش کنکاش ایران: در بازار امروز تهران دنا به قیمت ۷۹ و مزدا ۳ به قیمت ۲۹۰ میلیون تومان معامله شد.

پژو پارس در بازار خودرو امروز بدون تغییر نسبت به روز گذشته به قیمت ۶۹ میلیون تومان معامله شد. 

۲۰۶ تیپ ۲ و ۲۰۶ تیپ ۵ هر کدام با افزایش ۵۰۰ هزار تومانی نسبت به روز گذشته به ترتیب به قیمت ۵۹ میلیون و ۵۰۰ هزار و ۷۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان معامله شد. 

دنا هم بدون تغییر نسبت به روز گذشت به قیمت ۷۹ میلیون تومان معامله شد. 

قیمت برخی از خودروهای تولید داخلی ۱۳۹۷.۸.۲۱

ردیف 

نوع خودرو 

قیمت کارخانه (ریال) 

قیمت بازار (ریال)‌

۱

پراید ۱۱۱

۲۲۴.۹۲۰.۰۰۰

۳۷۳.۰۰۰.۰۰۰

۲

پراید ۱۳۱

۲۲۷.۰۹۰.۰۰۰

۳۳۸.۰۰۰.۰۰۰

۳

پراید ۱۵۱

۲۳۴.۰۰۰.۰۰۰

۳۳۵.۰۰۰.۰۰۰

۴

تیبا صندوقدار 

۲۷۵.۰۷۰.۰۰۰

۳۹۸.۰۰۰.۰۰۰

۵

تیبا ۲

۳۰۳.۸۹۰.۰۰۰

۴۳۵.۰۰۰.۰۰۰

۶

ساینا 

۳۱۱.۴۳۰.۰۰۰

۴۵۰.۰۰۰.۰۰۰

۷

پژو ۴۰۵

۳۲۹.۴۴۶.۰۰۰

۵۴۵.۰۰۰.۰۰۰

۵

پژو SLX

۳۵۱.۰۵۹.۰۰۰

۶۰۰.۰۰۰.۰۰۰

۹

پژو ۴۰۵ دوگانه‌سوز 

۳۴۷.۴۵۲.۰۰۰

۵۵۵.۰۰۰.۰۰۰

۱۰

پژو پارس 

۴۰۵.۹۵۷.۰۰۰

۶۹۰.۰۰۰.۰۰۰

۱۱

پژو پارس TU۵ کلاس ۱۳

۴۲۴.۸۱۰.۰۰۰

۷۸۵.۰۰۰.۰۰۰

۱۲

۲۰۶ تیپ ۲

۳۶۲.۸۶۰.۰۰۰

۵۹۵.۰۰۰.۰۰۰

۱۳

۲۰۶ تیپ ۵

۴۱۹.۴۲۰.۰۰۰

۷۱۵.۰۰۰.۰۰۰

۱۴

۲۰۶ V۸ صندوقدار 

۴۲۷.۶۳۱.۰۰۰

۷۲۰.۰۰۰.۰۰۰

۱۵

سمند LX

۳۳۵.۳۵۴.۰۰۰

۵۵۰.۰۰۰.۰۰۰

۱۶

سمند EF۷

۳۴۳.۳۸۲.۰۰۰

۵۸۰.۰۰۰.۰۰۰

۱۷

سمند دوگانه کلاس ۱۶

۳۶۶.۱۶۰.۰۰۰

۶۲۰.۰۰۰.۰۰۰

۱۸

دنا 

۴۶۹.۸۹۴.۰۰۰

۷۹۰.۰۰۰.۰۰۰

۱۹

دنا پلاس 

۵۳۲.۶۵۸.۰۰۰

۱.۰۲۰.۰۰۰.۰۰۰

۲۰

۲۰۷ دنده 

۴۷۱.۲۸۳.۰۰۰

۹۱۰.۰۰۰.۰۰۰

۲۱

۲۰۷ اتوماتیک 

۵۴۳.۶۱۹.۰۰۰

۱.۱۰۰.۰۰۰.۰۰۰

۲۲

مزدا ۳

۱.۴۲۷.۰۰۰.۰۰۰

۲.۹۰۰.۰۰۰.۰۰۰

۲۳

تندر پلاس دنده 

۴۶۰.۶۹۹.۰۰۰

۹۰۰.۰۰۰.۰۰۰

۲۴

پژو ۲۰۰۸

۱.۱۴۹.۹۴۰.۰۰۰

۲.۴۵۰.۰۰۰.۰۰۰

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷

سلامت روان به گزارش خبرنگار «صبا»، جشنواره
«سلامت روان» با ایجاد بستری جهت هم افزایی و هم فکری از منظر دیدگاه های
متنوع فرهنگی قصد دارد با افزایش آگاهی عمومی در زمینه سلامت روان و حساس
کردن جامعه  موجب ارتقای سطح سواد سلامت روانی اجتماعی افراد و افزایش شاخص
های سلامت روان شود.

عکاسان و هنرمندان می توانند تا ۵ دی ماه ۱۳۹۷ آثار خود را برای حضور در
این رویداد به پایگاه اینترنتی جشنواره به
نشانی www.mentalhealthexhibition.ir ارسال کنند.

این جشنواره مجموعا ۸۵۰۰ یورو جوایز نقدی دارد و در چهارمین دوره این
جشنواره که سال گذشته برگزار شد ۱۶ هزار عکس از ۷۵ کشور دنیا ارسال و در
معرض داوری قرار گرفت.

به رسمیت در آوردن سلامت روان در گرو افزایش سواد سلامت روان است تا از
این طریق بر اختلالات و بیماری های روانپزشکی فائق آمده و راه را بر درمان
به موقع بیماران باز و اقدامات پیشگیرانه نیز تقویت شود. از این رو هنر
عکاسی از جمله ابزارهایی است که با بهره گیری از اشکال متنوع، می تواند
کارکردی دو گانه از حیث نمایش هنری و بسترسازی فرهنگی پیرامون موضوعات
مرتبط با سلامت روان داشته باشد و این نگاه جدید قادر است با آمیختن تکنیک
های هنر عکاسی و مضامین روانشناختی از راه ایجاد همدلی و هم حسی باعث شکل
گیری ارتباط بین اثر هنری و مخاطب شود و پالایش روانی جامعه را فراهم کند.

پنجمین دوره جشنواره بین‌المللی عکس سلامت روان به دبیری محمدرضا صائینی
با هدف افزایش آگاهی سلامت روان جامعه با استفاده از هنر عکاسان ایران و
جهان و به منظور بازآفرینی و ارائه موثر موضوعات روان‌شناختی، توسط دانشگاه
علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی زنجان، با حمایت دفتر سلامت روانی،
اجتماعی و اعتیاد و با همکاری کلوپ عکس فوکوس، نمایندگی فدراسیون
بین‌المللی هنرعکاسی (فیاپ) در ایران و با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
برگزار می شود.

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷

سعید اصغرزاده| به عنوان خبرنگاران روزنامه «کنکاش ایران» بدون کاور هلال در سومین هفته پس از زلزله برای مستندسازی خاطرات زلزله‌زدگان راهی روستای تخریب شده می‌شویم. وظیفه ما دیدن حقایق و انتقال آن برای سیاستگزاری بهتر در مدیریت بحران است. از این روستا به آن روستا می‌رویم و با کودکان که دمخور می‌شویم، انگار واگویه‌هایشان یکی است. ترس بر وجودشان غلبه کرده و گویی بیرون رفتنی نیست. میلاد می‌گوید برق رفته بود و دیگر نفهمیده بود که  از کدام سو و با کدامین دست نجات‌دهنده از مهلکه گریخته بودند. ژیکال از شکستن شیشه‌ها می‌گوید و‌ هانا از صدایی مهیب که از دل زمین بیرون می‌زد و حالا هم هر چندوقت یک‌بار گوش می‌خواباند تا ببیند اگر صدایی در راه است به همه خبر بدهد، تا باز یکی مثل خواهر و برادرش در زیر آوار جا نماند و همه را سوگوار نکند. تینا از ریزش دیوار خانه می‌گوید که اگر یک لحظه دیرتر حرکت کرده بود، الان مرده بود و سوژین از سقفی که دیگر نیست می‌گوید و دایم پوست صورتش را می‌خاراند. او به آسمان نگاه می‌کند و خوشحال است که الان زیر هیچ سقفی نیست. رژان از صداهای گم و مبهمی می‌گوید که درخواب و بیداری و خلسه زیرآوارماندگی می‌شنیده و باورش نمی‌شده که دوباره سرپا بایستد. مصطفی می‌گوید می‌دانسته که بناست اتفاقی بیفتد و نمی‌دانسته که این اتفاق زلزله‌ای است که منجر به مرگ دوستانش می‌شود. همه از لرزیدن زمین در تعجبند و هنوز هم پس‌لرزه‌ها دلشان را می‌لرزاند. نمی‌خواهند به زیر سقفی بروند تا باز دوباره شاهد نابودی و شیون و کاستی بقیه اعضای خانواده خود شوند. بعضی‌هایشان هنوز سرگیجه دارند و گاهی فکر می‌کنند دنیا به دور سرشان می‌چرخد.


روژان می‌گوید چادر بهتر است حتی اگر باد آن را با خود ببرد. برزین از کانکس و آتش می‌ترسد و ماریا از بیرون خانه ماندن و در گل ولای لولیدن. میلاد پایش شکسته و روی صندلی رو به آفتاب نشسته و وقتی که می‌گوید برق رفته بود و بعد می‌فهمی که این برق رفته بود ترجیع‌بند کلامش است، حالی‌ات می‌کند که نور روز تا چه حد نیاز امروز اوست و خورشید تا چه حد مددرسانش است. لبخند می‌زند و بچه‌های خانه دورش را می‌گیرند. سحر با آن کفش‌های بزرگتر از پایش و…. میلاد می‌گوید برق رفت و دو تا ازهمکلاسی‌هایم مردند. هیچ فاصله‌ای بین رفتن برق و همکلاسی‌ها در کلامش نیست. انگار به هنگام بازبودن مدرسه در روز زلزله آمده است و نه شب.

این شاید نخستین مواجهه جدی کودکان با مرگ است. نخستین مواجهه رسمی با فقدان والدین. نخستین مواجهه با تنهایی و درک مبهم و سخت سرنوشت.  آنهایی هم که هنوز سایه‌ای بر بالای سر خود دارند، رها شده‌اند. رها در خاک و سنگ و آهن. نه درسی و نه مدرسه‌ای. یکجا مدرسه فرو ریخته. یک جا آشپزخانه فلان نهاد امدادرسان شده و یکجا چادری است که گاه معلم دارد و گاه روحانی و گاه داوطلبی با حرکات نمایشی. همه آمده‌اند تا کاری بکنند. شاید دنیای کودکی را بشناسند، اما دنیای کودک پس از زلزله با آن دنیایی که آنها می‌شناسند زمین تا آسمان توفیر دارد. بچه‌هایی که خواب ندارند. بچه‌هایی که از شنیدن کوچکترین صدایی به خود می‌لرزند و بچه‌هایی که به نقطه‌ای در دور دست خیره می‌مانند. داروی آنها فقط در بازی و شادی و خرج مهر و عطوفت و تلاش برای آموزش نیست. آنها کودکی خود را در زیر آوار جا گذاشته‌اند و حالا یکی باید آن را برایشان بیاورد. دیدن عروسک‌هایی که تا به حال هیچوقت ندیده بودند و اجرای برنامه‌های شاد دسته‌جمعی چیزی نبوده است که آنان را به گذشته پیوند دهد. آدم‌هایی که مهربانی تصنعی‌شان را حتی کودکان درک می‌کنند و از روی ناچاری تن به بطالت روزهایی می‌دهند که پدران و مادرانشان در واهمه بی خانمانی و نداری زار می‌زنند و نمی‌خواهند کودکانشان این فرو ریختن والدینشان را ببینند. اول خانه‌ها فرو ریخت و حالا زندگی‌ها. کاش عشق‌ها باقی بماند.

بچه‌ها بغض بزرگترها را که می‌بینند، فکر می‌کنند خطایی از آنها سرزده. معنی از دست دادگی را نمی‌دانند. زیار می‌گوید به جای دیدن کارتون حالا توپ بازی می‌کنیم. هر کسی که به دیدنمان می‌آید یا توپ می‌آورد یا عروسک یا ماشین. اینها را از کجا می‌آورند؟ در تهران چیز دیگری نیست؟ مثلا هواپیما بیاورند یا کشتی! زیار دل دردهای شدیدی می‌گیرد. او قبل از زلزله اینطوری نبوده. همه نگران او هستند و او برای این‌که دردی به درد دیگران اضافه نکند از هر ده دل دردش یکی را می‌گوید و از ما می‌پرسد که شما دوای درد دل ندارید؟

در گیر و دار هم‌صحبتی با سه کودک ناوفره‌ای که بخاری کنده‌ای را برای خاله کبرایشان می‌برند، تازه می‌فهمیم که آنها با ذهن خلاقشان یک بازی را اختراع یا تغییر داده‌اند. آنها پلیس شده‌اند و….آری! بچه‌ها کارشان شده است دزد و پلیس بازی. آنها پلیس می‌شوند و ماشین‌ها و آدم‌ها را در نظر می‌گیرند. نخستین آدم غریبه‌ای که می‌آید و نخستین ماشین غریبه‌ای که می‌ایستد حتما چیزی به همراه دارد. کم کمش چراغ قوه که دارد. با چراغ قوه هم در شب می‌توان روی دیوار پارچه‌ای چادر نقش اشباحی را به تصویر کشید که در طول روز نمی‌توانیم آنها را ببینیم  یا نور را ازیر چانه خود می‌تابانند و یکی را می‌ترسانند. یا با آن راه دستشویی را پیدا می‌کنند و دیگر مجبور نیستند در کنار چادر کاری را بکنند که راضی به انجام آن نیستند.

بچه‌ها گروه گروه شده‌اند. عین حلقه‌های تجسس. پارس سگ‌ها را هم که اضافه کنی، می‌بینی این ژانر درست از کار درآمده است. مهم این است که حواسشان به ورودی‌های روستا باشد. هر کسی هر چیزی را دید به دیگران باید خبر دهد. تنهاخوری معنا ندارد. بعضی از ماشین‌ها و آدم‌ها زرنگند. می‌آیند شناسایی می‌کنند و حرف می‌زنند و بعد می‌روند و آرام کیسه‌ای را می‌آورند و می‌دهند به صاحب چادر. با اینها نمی‌شود بازی کرد. عصبی و زودرنجند. خیلی هم پاپیشان بشوی گاز را می‌گیرند و می‌روند و ما بچه‌ها می‌مانیم و گرد و خاک جاده‌ای که سال‌هاست بناست آسفالت شود و نمی‌شود.  اما غریبه‌هایی که پنجره‌های ماشین و صندوق عقب را باز می‌کنند یا با وانت می‌آیند، با آنها می‌شود خوب بازی کرد. ما پلیس می‌شویم و دزدها باید اموالی را که از ما به سرقت برده‌اند پس دهند. ماشین، عروسک، کلاه حتی کفش و جوراب و دستکش .راستی اینها را که می‌گویم چه کسی و چه زمانی از ما ربود؟

وقتی هم که کسی نیست باید هوشیار باشیم. این روزها در قبرستان نمی‌شود بازی کرد. غریبه‌های زیادی می‌آیند. همه‌اش از آدم می‌پرسند که چه کسی از خانواده تو مرده است. الان چه احساسی داری. دلت برایش تنگ شده است یا نه. با من عکس می‌گیری. کنار قبر پدرت می‌ایستی تا عکس بگیریم. برایم می‌گویی که موقع زلزله چه شد تا با موبایلم فیلم بگیرم. چه چیزی کم داری. غذا خوردی. غذای گرم می‌خوری یا سرد. مدرسه چه شده. از صبح تا شب بیرونی و…. بیخود نیست که برای مردگانمان بی‌تابی نمی‌کنیم. درسرزمین مردگان همیشه آدم‌های برزخی بر سرت هوار می‌شوند.

در کوچه پس کوچه‌های روستا اما وضع اینگونه نیست، غریبه‌ها بیشتر با بزرگترها درگیرند. تو می‌توانی برای خودت بچرخی و کسی با تو کاری ندارد. یکی از بازی‌های خوب هم همین است. ما روی مدل ماشین‌ها و اسم‌هایشان با هم مسابقه می‌دهیم. ماشین‌های سواری یا حتی ماشین‌های سنگینی که درحال آواربرداری‌اند. موتورهای اداری هم همینطور. گاهی با دوچرخه با آنها می‌شود مسابقه داد. یکبار یکی از آنها گفت کی خسته است؟ و من گفتم کاک کاوه. گفت باید بگویی دشمن.

بچه‌ها کوچکتر از آن هستند که معنی بعضی از اصطلاحات و شعارها را بفهمند. آنها فقط با دست ادای گاز دادن به موتور را در می‌آورند و با دوچرخه‌هایشان برای خود مانور می‌دهند. موازی کاری در زندگی کودکانه با زندگی بزرگترهایی که آمده‌اند تا آنها را نجات دهند. در میانه جاده در کنار مزارع ذرت‌های خشک شده بر سکویی سیمانی در گرگ و میش هوا آن‌قدر تصویری ناب می‌بینی که حیفت می‌آید از آن عکسی نگیری. کودکانی که نشسته‌اند و دارند مشق می‌نویسند. مگر جا قحطی است. می‌ایستی و می‌روی جلوتر و دوربینی می‌گیری که یکهو می‌بینی در تله افتاده‌ای. این‌جا درس خواندن‌های جاده‌ای کمتر از درس خواندن‌های پای ترازوی پایتخت ندارد. یکباره متوجه می‌شوی حالا که ماشینت ایستاده باید پاسخگوی آدم‌هایی باشی که از هر طرف به سوی تو می‌آیند. زیبایی کودکانه درس خواندن بچه‌ها تو را کور کرده بودی و چادرهای در قفا و مردان و زنان مستاصل در پناه کوه را ندیده بود. این‌جا سرزمینی است که از فرط فرصت سوزی‌ها، حالا مردمش دلشان نمی‌آید فرصت‌سوزی کنند. باید قصه‌هایی را بشنوی که نمی‌خواسته‌ای بشنوی. چرا فقط گوش به کودکانی سپرده‌ای که از رویاهایشان برایت می‌گویند. دل به ما بده تا از رویاهای به خاک سپرده شده‌ای بگوییم که دیگر شاید هیچ‌گاه رشد نکنند… اینها می‌خواهند زنده بمانند و نمی‌خواهند هیچ فرصتی را از خود دریغ کنند. اینها فاصله خود را از قبرستان نگه می‌دارند. به ترلال می‌گوییم چرا برای خواهرت گریه نمی‌کنی. می‌گوید زن کرد نباید گریه کند. می‌گوییم چرا اشک‌هایت را بیرون نمی‌ریزی، چرا خودت را تخلیه نمی‌کنی، چرا کودکانه و بی‌ریا نمی‌زنی زیر گریه؟ پاسخش را اما مردی در آنسوی جاده به ما می‌دهد. او صدای مویه ترلال را در نیمه شبان شنیده است. از چادری که خیمه‌ای را می‌ماند که با باد هر لحظه معاشقه می‌کند و تن به ربایشش خواهد داد و بی‌قرار نماندن است. پیرمرد می‌گوید ترلال پرخاشگر شده است. اینطوری نبینیدش. باز این خوب است. راژور نوه‌ام به شب‌ادراری افتاده است. هر کاری هم می‌کنیم از مکیدن انگشتش دست بردارد نمی‌شود. شده است عین زمان کودکی‌اش. می‌خواهیم به پیرمرد بگوییم که باید در این مورد با یک روانشناس صحبت کند و او پیش از این‌که حرفی بشنود، می‌گوید یکی آمده بود این‌جا و گفت باید دوره‌اش را طی کند. نمی‌دانم گفت ۶ ماه یا ۶ سال؟ شما نمی‌دانید که چقدر طول می‌کشد؟ در میانه صحبتی که کاروانی از راه می‌رسد، بادکنک‌های کنار جاده به آسمان می‌رود و بر بالای مزارع بی‌مترسک جولان می‌دهد. صدای ساز و ضرب به هوا می‌رود و جنگ شادی کودکان آغاز می‌شود. باند و صحنه‌آرایی و هجوم بچه‌هایی که افسردگی خود را نمی‌توانند پنهان کنند و تنها برای به دست آوردن کالایی که یا جایزه است یا هدیه‌ای همگانی، حاضرند بنشینند و تماشا کنند. سبحان می‌گوید من را فکر کرده‌اند که بچه‌ام. من خودم رفتم آوار را کنار زدم. دایی‌ام مرده بود. اما برادرم را من نجات دادم. هیچ‌کس نمی‌آید به من بابت این‌که نترسیدم و قوی بودم جایزه بدهد. اینها همه‌اش از خرس و سوسک و شعر حرف می‌زنند. او دست‌هایش را نشان می‌دهد. دست‌های خاک‌مرده‌ای که انگار به قصد نشسته است. دست‌های ناخن‌شکسته‌ای که از تلاش او در شب حادثه خبر می‌دهند. او راست می‌گوید اما برای راستگویی او این‌جا کسی ارزشی قایل نیست. در این جنگ شادمانی باید نقش بازی کنی. باید بازیگر عروسک‌هایی شوی که خیلی کودکانه‌تر از سبحان قهرمان رفتار می‌کنند. کسی نیست که به سبحان بگوید روزها از دوره قهرمانی شب زلزله گذشته و داستانش دیگر برای این آدم‌های هیجانی خریداری ندارد. کسی نیست که به او بگوید حالا باید برای زندگی بهتر با واقعیت مواجهه داده شود. اما واقعیت را در کجا باید بجوید کودکی که برای او توصیه‌ای وجود ندارد؟

می‌مانیم که کودکان زلزله ازگله چگونه خود را سامان می‌دهند. چه زمانی احساس تنهایی بر آنها مستولی می‌شود و کی مانند بزرگترها که از همه عالم و آدم قطع امید کرده‌اند، دست به زانوی خود می‌گیرند و برمی‌خیزند. حکایت کودکان ازگله، حکایتی طول و دراز است. پهنه‌ای وسیع با کودکانی که حالا نه کودکند و نه بزرگسال. جثه‌های کوچکی با دل‌هایی بزرگ و انبان‌شده از نامهربانی. کاش یکی در این دل‌ها بذر انتقام نکارد!

کودکانی که متفق‌القول بودند زمانی که می‌خواهند از زلزله حرف بزنند، پدر و مادرهایشان طفره می‌روند و نمی‌گذارند که آنها با حقایق زلزله آشنا شوند. پدر و مادرانی که به جای در آغوش گرفتن و اطمینان‌بخشی به آنها، آنان را حواله به بیرون از چادرها می‌دهند یا برایشان از انبار عروسک‌های تلنبار شده این روزها چیزی را رو می‌کنند تا خاطره‌ها را مرور نکنند. کاش یکی بود که به پدر و مادرها می‌گفت که ….


خسارت های  روحی زلزله


خسارات روحی زلزله به مراتب بيشتر از خسارات مالی و جانی آن است. فرد آسيب‌ديده حاضر در فاجعه خود را مقابل نيروهای عظيم طبيعی عاجز ديده و مجبور به تسليم و تواضع می‌شود، اين افراد در اثر وقوع زلزله خانه و خانواده و دوستان و بستگان يا به عبارتی منابع مالی و عاطفی خود را از دست می‌دهند، ترس از ادامه زندگی بدون وجود منابع مالی و عاطفی باعث ايجاد فشار روانی در فرد شده و سلامت جسمانی و روانی او را به خطر می‌اندازد و باعث بروز مشکلاتی همچون اشکال در تمرکز، اختلال در تصميم‌گيری، عدم‌کنترل احساسات، توهم، احساس گناه و نااميدی، اختلال در خواب و کابوس‌های شبانه، شب‌ادراری در کودکان، بی‌تفاوتی و گوشه‌گيری نسبت به همه چيز و همه کس، اضطراب، وسواس و افسردگی می‌شود. اين افراد برای اين‌که بتوانند به زندگی عادی برگردند، نياز به تجزيه و تحليل سانحه و هضم آن دارند. زلزله ازجمله پديده‌هايی است که هنگام وقوع، جامعه را با مخاطرات و نابسامانی‌های مختلف مواجه می‌سازد و اختلالاتی در ساختار و امور جامعه به دنبال می‌آورد. مطالعاتی که به بررسی عواقب وقايع طبيعي پرداخته‌اند، نشان می‌دهند که در بسياری از بازماندگان زلزله پاسخ‌های کلينيکی علامت‌دار خاصی پس از مواجهه با وقايع استرس‌زا نظير فقدان افراد مورد علاقه، درهم‌ريختگی ساختار اجتماعی و از دست دادن حمايت‌های اجتماعی ديده می‌شود. به‌طور معمول  PTSD(اختلال استرس پس از سانحه) نخستين پاسخ بازماندگان به واقعه است و خود پيش‌بينی‌کننده مهم پيامد طولانی‌مدت سلامت ذهنی و فيزيکی بعدی آنهاست.

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷

پولاد کیمیایی در یک نمایش موزیکال نقش‌آفرینی خواهد کرد.

کنکاش ایران: پولاد کیمیایی بازیگر و کارگردان سینما، درباره جدیدترین فعالیت خود در زمینه بازیگری گفت: مشغول تمرین برای بازی در تئاتری به نام “طناب” هستم که از چند بازیگر نام آشنای دیگر نیز بهره خواهد برد.


وی در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان افزود: کارگردانی این تئاتر که بر اساس “طناب” هیچکاک نوشته شده، بر عهده نصیر ملکجو است و احتمالاً تلفیق موزیکالی دارد و نمایشی جذاب خواهد شد.


کیمیایی در خصوص آخرین وضعیت ساخت فیلم “هانه” به کارگردانی خود عنوان کرد: پس از اتمام کارم در نمایش “طناب”، فیلمنامه “هانه” را تکمیل و بازنویسی می‌کنم و برنامه ریزی‌های تولید را انجام می‌دهیم.

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷

با حضور معاون اول رییس جمهور خط دوم طرح آبرسانی غدیر افتتاح شد.

به گزارش کنکاش ایران: اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور به همراه رضا اردکانیان وزیر نیرو امروز ۲۱ آبان ماه در روز اول سفر به خوزستان، خط دوم طرح آبرسانی غدیر را افتتاح کرد.

از طریق این طرح مشکل آب شرب ۹۲ روستای آبادان و خرمشهر برطرف می‌شود.

با توجه به اثرات خشکسالی و مشکلاتی مانند کاهش حجم مخازن سدها، کاهش کیفیت آب در پایین دست رودخانه کارون، عدم تامین حق آبه لازم برای جلوگیری از پیشروی آب دریا به رودخانه بهمنشیر و عدم امکان مدیریت تامین آب شرب از سایر منابع (رودخانه کارون و بهمنشیر) EC آب افزایش پیدا کرد و در این زمینه عملیات اجرایی پروژه خط ۲۰۰۰ میلی‌متری انتقال آب به شهرهای آبادان و خرمشهر از بالادست رودخانه کرخه از تاریخ یکم خرداد ماه ۹۶ با اتصال لوله موجود در سوسنگرد به لوله موجود در سه راه حسینیه آغاز شد.

عملیات اجرایی این خط انتقال که ۸۶ هزار متر طول دارد، با عبور از بیش از ۹۰ مانع طبیعی و غیر طبیعی انجام شد و در تاریخ ۱۵ تیرماه ۹۷ پس از حدود ۱۲ماه از شروع عملیات به بهره‌برداری اولیه رسید.

اعتبار هزینه شده برای اجرای این پروژه که شامل تهیه لوله، مواد مورد و اجرای عملیات است، حدود ۵۵۵ میلیارد تومان بوده که از محل اعتبارات عمرانی طرح آب‌رسانی غدیر هزینه شده است.

افزایش ظرفیت تامین آب شرب شهرهای خرمشهر، آبادان و شادگان از ۲٫۲ متر مکعب بر ثانیه به حدود ۴ متر مکعب بر ثانیه و کاهش وابستگی به تامین آب از رودخانه‌های کارون و بهمنشیر یکی از مزیت‌های اجرای خط دوم طرح غدیر است. 

ایجاد زیرساخت مناسب جهت تامین آب از دو منبع تامین آب شامل کانال MC1 و کانال پای پل که در صورت بروز مشکل برای هر کدام از منابع از دیگری استفاده شود و همچنین استفاده از خطوط انتقال آن‌ها از دیگر مزایای اجرای این طرح است.

در مراسم افتتاح این طرح در شهرستان آبادان رضا اردکانیان وزیر نیرو و غلامرضا شریعتی استاندار خوزستان نیز حضور داشتند.

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷

به گزارش «صبا»، کارگاه‌های انتقال تجربه پانزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم «مقاومت»
طی سه روز از ۶ تا ۸ آذر همزمان با برگزاری این رویداد سینمایی در مجموعه
سینمایی فلسطین برگزار می‌شود.

این سه نشست با حضور علی نصیریان، احمدرضا درویش و مسعود ده‌نمکی برگزار می‌شود.

برنامه‌ کارگاه‌های «انتقال تجربه» در ایام برگزاری جشنواره بین‌المللی فیلم «مقاومت» به این ترتیب است:

– احمدرضا درویش با موضوع «چگونگی ساخت پروژه‌های عظیم در سینمای مقاومت و دفاع مقدس» روز سه شنبه ۶ آذر

– مسعود ده نمکی با موضوع «جذب مخاطب در سینمای مقاومت و دفاع مقدس» روز چهارشنبه ۷ آذر

– علی نصیریان با موضوع «ویژگی‌های بازی و نقش آفرینی در سینمای مقاومت و دفاع مقدس» روز پنجشنبه ۸ آذر

کارگاه‌های انتقال تجربه یکی از برنامه‌های آموزشی و پژوهشی جشنواره
بین‌المللی فیلم «مقاومت» است که در آن با محوریت یکی از موضوعات مهم و
ضروری حوزه سینمای مقاومت سخنرانی صورت می‌گیرد و سخنرانان به طور مستقیم و
رو در رو با مخاطبان به بیان تجربیات و خاطرات خود از بازی یا ساخت آثار
می پردازند.

پانزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم «مقاومت» با شعار «تجلی گفتمان
فرهنگی انقلاب اسلامی» به همت بنیاد فرهنگی روایت فتح و انجمن سینمای
انقلاب و دفاع مقدس با همکاری مراکز و سازمان های مختلف از ۵ تا ۹ آذر ماه
سال جاری به دبیری محمد خزاعی در تهران برگزار می‌شود.

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷

پریسا اسلام‌زاده- کنکاش ایران| «بطری یک‌ونیم لیتری را زیر نازل بنزین می‌گیرد و نمایشگر پمپ‌بنزین که صفر است پس از پرشدن بطری عدد ۲٫۹ لیتر را نمایش می‌دهد.» این خلاصه فیلمی است که این روزها در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود، اما جایگاهداران سوخت به هیچ عنوان زیر بار این ماجرا و سایر شایعاتی  که به آنها نسبت می‌دهند، نمی‌روند.

ناصر رییسی‌فر، رئیس کانون کارفرمایان جایگاه‌های سوخت کشور به «کنکاش ایران» می‌گوید که امکان دستکاری شماره‌انداز این سامانه‌ها وجود ندارد و اگر دستگاه‌ها خراب شوند، حتما یک نفر از شرکت  پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی برای تعمیرش می‌آید.

با این حال او تاکید می‌کند که این روزها گاز همراه بنزین زیادتر از گذشته شده است و هزینه‌اش را جایگاهداران و مردم می‌دهند، زیرا گاز تبخیر می‌شود و حجم بنزین خریداری‌شده پایین می‌آید.

با تمام این اوصاف که جایگاهداران زیر بار اتهامات فضای مجازی نمی‌روند، بیژن زنگنه، وزیر نفت قبلا گفته بود که سالانه ۳۰۰ تا ۴۰۰ جایگاهدار متخلف به زندان می‌روند.


از شایعه تا واقعیت بنزین

«بنزین بعضی از جایگاه‌ها بی‌کیفیت است. انگار هوا پر می‌کنند. اسمش این است که باک ماشین پر می‌شود وگرنه به یک کیلومتر هم نرسیده باک خالی می‌شود.» «به جای بنزین هوا می‌فروشند»، «بنزین را با نفت سفید مخلوط می‌کنند» و … گلایه‌های این‌چنینی را گهگاهی از طرف رانندگان ایرانی شنیده‌ایم.

هرازگاهی این شایعه پررنگ‌تر می‌شود که پمپ‌بنزین‌های تهران در  فروش بنزین تقلب می‌کنند و به اندازه‌ای که روی شماره‌اندازهای دستگاه‌ها دیده می‌شود، بنزین نمی‌فروشند. خالی‌شدن باک بنزین یا بازگشت آمپر بنزین به حالت قبل از سوخت‌گیری هم ازجمله مشکلاتی است که افراد بسیاری با آن مواجه شده‌اند، به‌طوری که برخی از مصرف‌کنندگان به این موضوع اعتقاد دارند که ممکن است بعضی از جایگاهداران کم‌فروشی یا آب و هوا قاطی بنزین ‌کنند. این اتفاقات در سال‌های گذشته بارها رخ داده و این‌بار هم ویدیویی در فضای مجازی منتشر شده که نشان می‌دهد فردی هنگام بنزین زدن بطری یک‌ونیم لیتری پر می‌کند، اما دستگاه پمپ بنزین ۳ لیتر را نشان می‌دهد.

سالانه ۴۰۰ جایگاهدار متخلف زندانی می‌شوند

قصه فروش آب و هوا همراه بنزین، قصه‌ای قدیمی است، اما حالا که کوچکترین اتفاقی در فضای مجازی با بازتابی گسترده منتشر می‌شود، اخبار سریع‌تر از همیشه منعکس می‌شوند. ماجرای اعتراض مردم به وضع نامناسب سوخت و تخلفات در این زمینه سر دراز دارد و مردم همواره در بازه‌های زمانی مختلف بر کم‌فروشی در برخی جایگاه‌های بنزین اصرار داشته و گله‌مند بوده‌اند که البته در مقابل، مسئولان این موضوع را انکار و تکذیب کرده‌اند.

حتی این شایعات درباره این‌که پمپ‌بنزین‌ها به کارگران خود اجازه تخلف می‌دهند هم منتشر شد که اعتقاد داشتند برخی جایگاه‌های سوخت‌رسانی حقوق کارگران خود را از همین تخلفات پرداخت می‌کنند.

البته اوایل‌ سال ۹۵ بود که بیژن زنگنه هم تاکید کرد جایگاهداران کم‌فروشی می‌کنند و هر ‌سال ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر از مدیران جایگاه‌ها به زندان می‌روند که عمده دلایل آن عدم‌پرداخت بدهی به شرکت نفت، قاطی‌کردن گازوییل با بنزین و کم‌فروشی است. حالا با انتشار ویدیویی جدید از تخلف جایگاهی که البته معلوم نیست عمدی است یا سهوی، باز هم تب‌وتاب این موضوع بالا رفته و کاربران به تندی از تخلفات جایگاه‌های سوخت‌رسانی انتقاد می‌کنند و آنها را متخلف می‌دانند.

حساب‌وکتاب جایگاهدارها بررسی می‌شود

حرف‌وحدیث‌ها درباره سوخت خودروهای ایرانی تمامی ندارد. از شایعاتی درباره وجود آب و هوا در بنزین تا بی‌کیفیت‌بودن این سوخت که ظاهرا یکی از مهمترین دلایل آلودگی هوای تهران هم است، همواره باعث شده شائبه‌های زیادی درباره وضع سوخت تهران مطرح باشد. تمام این شایعات درحالی است که مدیر بازرگانی شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی از نظارت‌های این شرکت روی عملکرد پمپ‌بنزین‌ها خبر داده و می‌گوید: «نظارت‌های کمی و کیفی به صورت هفتگی و ماهانه صورت می‌گیرد، همچنین نمونه‌گیری به صورت مستمر و روتین و گاهی هم سرزده از بنزینی که در مخازن جایگاه‌ها وجود دارد، انجام می‌شود، تا بنزین‌ کیفیت مناسبی داشته باشد. با این حال، همواره شایعات درباره کیفیت بنزین‌ها و تخلفات جایگاهداران مطرح است و مسئولان هم پاسخ‌های متفاوتی به این ابهام‌ها می‌دهند.»

رجب‌پور درباره مخلوط‌بودن بنزین با آب می‌گوید: «امکان ندارد بنزین تولیدی آب داشته باشد. بنزین از پالایشگاه به انبارها منتقل شده و با نظارت و کنترل کامل برای جایگاه‌ها بارگیری می‌شود. هم مخازن هر روز کنترل می‌شوند و هم نفتکش‌هایی که بنزین را از انبارها بارگیری می‌کنند، همچنین بار آنها قبل از خالی‌شدن نمونه‌گیری می‌شود. قاطی‌کردن آب داخل بنزین به صورت عمدی بسیار بعید است، اما اگر چنین موضوعی گزارش شود، به محض اطلاع‌رسانی فورا پیگیری خواهد شد. اگر صحت داشته باشد، جایگاه بسته می‌شود، تخلیه بنزین صورت می‌گیرد، مواد جایگزین تحویل داده و با متخلف برخورد می‌شود.

اگر چنین تخلفاتی رخ دهد، تکلیف محاسبات دفتر چه می‌شود، زیرا دفاتر ثبت عملیات تلمبه وجود دارد که هر روز عملکرد جایگاه‌ها را بررسی می‌کند. از جایگاه‌ها به‌صورت روزانه تسویه‌حساب گرفته می‌شود و چنانچه جایگاهی کم‌فروشی کرده باشد، مشخص خواهد شد و از ما می‌پرسند چطور امکان‌پذیر است که این جایگاه ۱۰‌هزار لیتر فرآورده خریده باشد و ۶هزار لیتر فروخته باشد، اما مخزن به جای این‌که ۴هزار لیتر بنزین داشته باشد، ۵هزار لیتر بنزین دارد. مردم اطمینان داشته باشند این تخلف هم بررسی خواهد شد.»

بنزین‌ها آب و هوا دارند یا نه؟

ناصر رییسی‌فر، رئیس کانون کارفرمایان جایگاه‌های سوخت کشور درباره این‌که آیا ممکن است بنزین‌ها با آب یا هوا مخلوط باشند، به «کنکاش ایران» می‌گوید: «چنین چیزی غیر ممکن است و افرادی که این ادعاها را مطرح می‌کنند هیچ‌گونه سواد و اطلاعات علمی درباره سوخت و انرژی ندارند. همه مخزن‌های تغذیه‌کننده جایگاه‌ها سیستم‌های بسته و منحصر به فردی دارند که اگر کوچکترین ایرادی در آنها وجود داشته باشد، کل سیستم را دچار مشکل می‌کند، نه این‌که صرفا فقط هوا وارد مخزن شود. تمام جایگاه‌های کشور از یک سیستم تغذیه می‌شود و این‌طور نیست که بگوییم فلان پمپ بنزین مشکل دارد، چون اگر این سیستم‌ها دچار مشکل باشند، تمام جایگاه‌های عرضه سوخت در کشور به دردسر می‌افتند. ضمن این‌که تمام مخزن‌ها در پمپ بنزین‌ها شناورهای هوشمند دارند و امکان تغییر دادن یا دخل و تصرف در آنها از طرف جایگاهداران ممکن نیست و حتی اگر دچار خرابی هم شوند حتما باید توسط ماموران شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی چک شوند و کسی اجازه تعمیر

آنها را ندارد.»

او ادامه می‌دهد: «این شناورها کاملا هوشمند هستند و امکان این‌که هوا داخل آنها شود، نیست. درباره آب هم وضع به همین شکل است. شاید هنگام بارندگی‌های شدید، مقداری آب داخل شناورها برود، اما اگر هم این‌طور باشد آب به ته جایگاه می‌رود و با بنزین مخلوط نمی‌شود چون امکان امتزاج و قاطی‌شدن آن با بنزین نیست. اگر هم به فرض این اتفاق بر اثر سهل‌انگاری ماموران حاضر در یک جایگاه رخ دهد فقط یک یا دو ماشین نیست که دچار مشکل می‌شوند، بلکه تمام ماشین‌هایی که از آن پمپ بنزین سوختگیری کنند به دردسر می‌افتند. البته تمام اینها که گفتم واقعا حادثه هستند و همیشه رخ نمی‌دهند یا این‌که عمدا یک جایگاهدار نمی‌آید به کیفیت بنزین خود لطمه بزند.»

گاز همراه بنزین زیادتر شده است

رییسی‌فر درباره ماجرای گاز بنزین‌ها و کاسته شدن از حجم آنها هم می‌گوید: «وقتی ما سوخت را تحویل می‌گیریم تا به مردم عرضه کنیم آن را با میزان انبساط بالا می‌گیریم چون سوخت گاز زیادی دارد و به مرور که از گاز آن کاسته می‌شود، منقبض شده و حجمش هم کمتر می‌شود. حتی هنگام سوختگیری هم این اتفاق رخ می‌دهد و بخشی از گازی که در بنزین وجود دارد، تبخیر می‌شود. البته این‌که میزان تبخیر گاز انباشت‌شده در بنزین نسبت به گذشته افزایش یافته است را تأیید می‌کنم، اما این‌که برخی می‌گویند بگوییم میزان تبخیر بنزین یورو ۴ نسبت به یورو ۲ بیشتر است، علمی و دقیق نیست.» رئیس کانون کارفرمایان جایگاه‌های سوخت کشور تأکید می‌کند: «میزان تبخیر این گاز انباشت‌شده در بنزین در فصل گرم ‌سال بیش از فصل سرد ‌سال است، اما در گذشته این میزان به نحوی بود که یکدیگر را همپوشانی می‌کردند، اما میزان تبخیر نسبت به گذشته افزایش یافته است. این موضوع باعث زیان جایگاهداران شده و مردم نیز تا حدودی از آن متضرر می‌شوند. البته سیستم جدید سوختگیری در جایگاه‌های سوخت به هیچ عنوان اجازه ورود هوا به درون باک را نمی‌دهد.» او تصریح کرد: «زمانی که باک را باز می‌کنند، هوایی از آن خارج می‌شود که در حقیقت مربوط به تبخیر گازهای انباشت‌شده در بنزین است.»

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷

خاویر باردم می‌گوید او و همسرش در اینکه شخصیت‌ها را سر صحنه جا بگذارند مهارت دارند.

کنکاش ایران: خاویر باردم و پنه‌لوپه کروز از سال ۲۰۱۰ ازدواج کرده اند و دو فرزند به نام های لئو (هفت ساله) و لونا (پنج ساله) دارند.آنها علاوه بر زندگی مشترک، در تعدادی فیلم نیز همکاری داشته اند. فیلم هایی همچون “ویکی،کریستینا،بارسلونا” که پنه لوپه موفق به دریافت اسکار بهترین بازیگر مکمل زن در سال ۲۰۰۸ شد و “پابلوی دوست داشتنی” محصول ۲۰۱۷ که خاویر باردرم نقش قاچاقچی مواد مخدر ، “پابلو اسکوبار” و پنه لوپه نقش همراه او، “ویرجینیا والئجو” که روزنامه نگار است را ایفا می کند. درحالی که آنها از کار کردن کنار یکدیگر لذت می برند، خاویر می گوید:” مهم است که از نقش های سختِ اینچنینی رها شویم.”


به گزارش دنیای تصویرآنلاین، باردم در مصاحبه ای با مجله “توتال فیلم” می گوید :” خیلی خوب است که پنه لوپه را سرصحنه داریم چراکه بچه ها را با خودمان سر لوکیشن می آوریم.این که هر کدام یک جای دنیا، جدا از هم مشغول به کار باشیم سخت است. اما باید بسیار مراقب باشید که هیچ یک از شخصیت ها را با خود به خانه نبرید. فکر می‌کنم ما در این مورد بسیار خوب باشیم.ما این کار را مدت زیادی انجام داده ایم.”


آخرین پروژه ی این زوجِ برنده اسکار ، “همه می دانند” ساخته اصغر فرهادی است. فیلمی روانشناختی و هیجان انگیز به زبان اسپانیایی که  جشنواره ی فیلم کَن امسال را افتتاح کرد.با این حال خاویر اعتراف کرد که خاطرات کمتر گفته ایی از یکی از پروژه های گذشته شان به نام “خامون خامون “محصول ۱۹۹۲ دارد .


این بازیگر ۴۹ ساله به یاد می آورد :”من ۲۱ ساله بودم و آن اولین فیلم بزرگ من بود.در آن زمان پنه لوپه ۱۶ سال داشت و شخصیت او در فیلم کابوسی می دید  که من از تیر دروازه حلق آویز بودم،عریان،درست مانند یک تکه گوشت.پس من در وسط ناکجا آباد ،به صورت برهنه به دار آویخته شدم…آن هم در ماه دسامبر. سردم بود ،تحقیر شده بودم و احساسِ مزخرفی می کردم و با خودم می گفتم که برای چه باید بخواهم بازیگر بشم؟”

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷

ورود گردشگران بدون روادید به منطقه آزاد اروند هفته آینده از سرگرفته می شود.

به گزارش کنکاش ایران: معاون فرهنگی، گردشگری و امور اجتماعی منطقه آزاد اروند در گفتگو اختصاصی با خبرنگار بازگشت گردشگران خارجی به منطقه آزاد اروندما گفت: چهل روز پیش به منظور تسهیل تردد زائران اربعین حسینی قانون ورود اتباع خارجی بدون روادید به منطقه آزاد اروند ممنوع شده بود که هم اکنون با رفع این محدودیت گردشگران عراقی می توانند به این منطقه سفر کنند.

مرتضی نعمت زاده افزود: سفر گردشگران تاکنون موجب تحول اقتصادی، رونق بازارها و گردشگری سلامت در منطقه شده که به عنوان یک نمونه موفق در کشور از آن یاد می شود.

او با بیان اینکه پیش از ممنوعیت ورود اتباع خارجی بدون روادید، روزانه حدود ۱۲ هزار گردشگر عراقی وارد آبادان و خرمشهر می شدند گفت: درصدد هستیم تا با آمادگی بیشتر زیرساختها و افزایش نظارت بر بازارها شاهد رونق اقتصادی منطقه بدون ایجاد کمترین مشکل برای کنکاش ایرانان باشیم.

  • تاریخ : ۲۱ام آبان ۱۳۹۷

کامران تفتی  به گزارش «صبا»، کامران تفتی بازیگر سینما و تلویزیون درباره آخرین وضعیت جسمانی خود گفت: الحمدلله حالم خوب است؛ زمانی که از بیمارستان مرخص شدم به خانه آمدم و شرایط خوبی دارم.

وی ادامه داد: بازی من در فیلم رالی ایرانی به پایان رسیده است و هفته آینده کارجدیدی را آغاز می کنم.

گفتنی است؛ کامران تفتی هفته گذشته در جریان ساخت فیلم، دچار حمله قلبی شد این بازیگر به تازگی بازی در سریال «از یاد‌ها رفته» بهرام بهرامیان را به پایان رسانده است و مدتی اجرای برنامه «وقتشه» را برعهده داشت.